ماهی کوچولو
دختر قشنگم امروز قرار بود تو مهد با مربیتون کیک درست کنید خیلی ذوق داشتی و صبح که بیدارت کردم برای اولین بار بود که به خاطر درست کردن کیک سریع اماده شدی که بری مهد امیدوارم که امروز بهت خوش گذشته باشه. دیشب بابایی برات یه ماهی خوشگل طلایی خریده بود تو هم خیلی خوشحال شدی و وقتی بهت گفتم مامانی اسمش رو چی بذاریم گفتی می خوام اسم خودم رو براش بذارم اما وقتی امروز قبل از رفتن به سرکار خواستم بهش غذا بدم هرچی تنگش رو نگاه کردم نبود اول فکر کردم ته تنگه اما نبود بعد دیدم افتاده کنار پنجره وقتی بهت گفتم خیلی ناراحت شدی بابایی گفته بود که این ماهیها می تونن بپرن بیرون از تنگ اشکالی نداره بابایی قراره که امروز یه ماهی دیگه برات بخره و دوبار...
نویسنده :
مامان فاطیما
16:03


